به هر خروجی ارتداد ...
30 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی
مصاحبه کننده : هفته نامه پنجره
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : تهران
تعداد شرکت کننده : 0

روند شکل‎گیری ارتداد در صدر اسلام در گفتوگو با حسن قیومی استاد حوزه علمیه قم

 

هر خروجی ارتداد نیست/ حکمت حکیمی‎فر

 

حجت‎الاسلام والمسلمین حسن قیومی معتقد است که فضای تبلیغاتی و رسانه‎ای بر ضد ‎اندیشه دینی به‎گونه‎ای شکل گرفته است که معیار و ملاک برخی افراد و حتی تحصیل‎کرده‎ها و شبه‎روشن‎فکرها، به‎جای آنکه قرآن و روایات و اعتقادات صحیح دینی باشد، معیار‎هایی است که از آن سوی آب‎ها می‎آید و با این مبنای غلط، با مباحثی چون ارتداد مخالفت می‎کنند. پیشینه ارتداد در صدر اسلام و حکم افرادی که از روی عدم اطلاع، از اسلام روی بر می‎گردانند، از موضوعاتی بود که درباره آن با ایشان گفت‎وگو کردیم.

آیا ارتداد پیشینه‎ای در صدر اسلام دارد؟

اتفاقا برای بررسی ریشه موضوع ارتداد و حکم آن، باید نگاهی تاریخی به صدر اسلام داشته باشیم؛ در ابتدای تشکیل حکومت اسلامی توسط پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در مدینه، عده‎ای طبق برنامه‎ای حساب شده، برای ایجاد تزلزل در اعتقاد تازه مسلمانان توطئه‎ای کردند که به خدمت پیامبر می‎آمدند و پس از سؤال و جوابی اسلام می‎آوردند و در انتهای روز با ادعا‎های دروغین تردید می‎کردند و اسلام را دینی ناقص معرفی می‎کردند و با این کار، باعث تردید و دودلی مسلمانان می‎شدند. قرآن در آیه 72 سوره آل‎عمران در این‎باره می‎فرماید: «وقالت طائفه من اهل الکتاب آمنوا بالذی انزل علی الذین آمنوا وجه النهار و اکفروا آخره لعلهم یرجعون»

این توطئه و موارد مشابه آن، سبب تشریع حکم ارتداد توسط پیامبر شد. با کمی دقت در این حکم، می‎توان تشخیص داد که هدف اساسی از تشریع این حکم، پیشگیری از ایجاد فساد و توطئه چینی بود؛ یعنی مرتد کسی است که عمدا بذر تردید می‎پاشد و قصد او توطئه علیه جامعه اسلامی است.

با این حساب، اگر کسی به‎دلیل دسترسی نداشتن به منابع و بدون غرض ورزی، احکام ضروری را انکار کند، مرتد نیست؟

مرتد کسی است که برای تغییر سرمایه اعتقادی مسلمانان سرمایه‎گذاری می‎کند تا مردم را از رشد و تعالی معنوی باز دارد و به‎جای آن، فساد را جایگزین کند؛ ولی کسی که به‎خاطر دسترسی نداشتن به حقایق دین و تحت تأثیر استدلال‎های مخالفان دین، دچار تردید در احکام ضروری یا اصول اعتقادی دین شد و قصد توطئه یا متزلزل کردن ایمان مؤمنان را نداشت و فقط، به گمان خویش، برای پیدا کردن حقیقت در خارج دین از دین خارج شد و از طریق استدلال و مباحث علمی به مخالفت پرداخت، مصداق حکم مرتد نیست. به همین دلیل، تغییر عقیده در اثر شبهه بوده و او خواستار رفع شبهه و پاسخگویی به آن‎هاست و باید خواسته او اجابت شود و نمی‎توان حکم ارتداد را بر او جاری کرد. همچنین است در جایی که شخص، جاهل قاصر باشد یا ارتداد شخص مانند اسلام او بدون مبنا باشد؛ یعنی، از روی بصیرت و آگاهی مسلمان نبوده است تا بتواند به‎خوبی در برابر شبهات ایستادگی کند.

به‎نظر شما، چرا در این میان برخی جریانات روشن‎فکری که بعضا در نهاد‎های دینی نیز حضور دارند، در برابر ارتداد و حکم آن مسامحه می‎کنند؟

علت مخالفت جریان روشن‎فکری با اجرایی شدن احکام ارتداد در ایران، برمی‎گردد به خاستگاه اصلی جریان روشن‎فکری که به صراحت باید بگویم تفکر غربی است. تفکر غربی به هیچ عنوان، مسأله‎ای بنام ارتداد را برنمی‎تابد؛ چون احکام ارتداد بر گرفته از دین است. لذا می‎بینید دست‎‎هایی در کار است تا به هر نحو ممکن، دین را از عرصه اجتماع و سیاست جدا کند. البته افراد مخیرند در ظاهر هر اعتقادی را که دوست دارند، برگزینند؛ ولی چشم را نمی‎توان بر توطئه چینی‎ها و توطئه‎گران پشت صحنه بست که با هرچه بوی دین بدهد و برای اصلاح جامعه مفید باشد، مخالفت می‎کنند و از این‎جا، علت اساسی مخالفت روشن‎فکران داخلی که مبنا و معیارشان اندیشه‎‎های غربی است، روشن می‎شود.

آن‎ها به این مهم توجه ندارند که هرچه را اسلام ارزش دانسته، در جهت کرامت انسان‎ها و حفظ نظام اجتماعی بیان کرده و جامعه را از خطرات مصون می‎کند. افرادی که خود را سینه چاک غرب می‎بینند و جهان بینی آن‎ها از اساس با جهان‎بینی اسلامی فرق می‎کند، چنین قوانینی را مخالف آزادی و حقوق بشر معرفی می‎کنند. البته آن‎ها فقط با ارتداد مخالفت ندارند، بلکه تلاش می‎کنند تا مستقیم و غیرمسقیم، مجموعه‎ای از باور‎های اسلامی را در جامعه کمرنگ یا به کلی نابود کرده و در برابر آن، ضد‎ارزش‎‎های مخالف اسلام را با انجام کار تبلیغاتی و رسانه‎ای، در دراز مدت به ارزش و هنجار اجتماعی تبدیل کنند. غرب نیز، سرمایه‎گذاری کلانی بر روی این افراد به اصطلاح روشن‎فکر کرده است. آن‎ها تلاش کردند هر چیزی را که در دنیای اسلام ارزش بوده است حذف کنند و ضد ‎آن را عَلَم کنند و به‎عنوان ارزش جلوه دهند. آن‎ها دیدند که در دنیای اسلام با اعتقاداتی به نام عفت و پاکدامنی روبه‎رو هستند؛ از همین‎رو، تلاش می‎کنند که ضد آن، یعنی هرزگی را ارزش معرفی کنند. دیدند جامه ما همجنس بازی را برنمی تابد، عناوینی مانند حقوق بشر و مانند آن را مطرح کردند تا از قبح این عمل در سطح جامعه بکاهند و می‎خواهند فضا را طوری پیش ببرند که هر کس از مبانی دینی دفاع کند، به عقب‎ماندگی متهم شود. در مقابل، افرادی که با هدف تخریب عقاید دینی، اصول و ضروریات دینی را زیر سؤال می‎برند، مدال آزادی بیان و شجاعت می‎گیرند. این‎ها حلقه‎‎های متصلی است که به‎صورت چند‎جانبه فعال شده‎اند و اگر کمی هوشیار باشیم، به حقانیت حکم نورانی اسلام درباره کسانی که به عمد و از روی آگاهی، ریشه‎‎های دینی را زیر سؤال می‎برند، پی می‎بریم.

حرکت امام در مقابل سلمان رشدی و صدور قاطعانه حکم ارتداد او، با اتکا به چه نیرویی بود؟

قاطعیت حضرت امام در خصوص سلمان رشدی به‎خاطر این بود که سلمان رشدی فرد نبود، جریانی بود برای محک دنیای اسلام که جهان اسلام پاسخ مناسب را به او داد. اما بعد از چند سال، افرادی در همین کشور خودمان، اقدام امام را زیر سؤال بردند. در گذشته، معیار و ملاک سنجش ما قرآن و روایات و اعتقادات صحیح دینی بوده است؛ ولی امروزه، متأسفانه نزد برخی این‎طور نیست و ملاک، آن چیزی است که در آن سوی آب‎ها تعیین می‎کنند.

به‎نظر می‎رسد نهاد‎های دینی نیز در معرفی اندیشه اسلامی کم کاری کرده‎اند و به نوعی، فضا را برای این تبلیغات باز گذاشته‎اند.

همین‎طور است. تفکر اسلامی اندیشه‎ای غنی و برتر است. البته کار‎های خوبی در معرفی این اندیشه صورت گرفته است؛ اما در حقیقت، نتوانسته‎ایم آن را به یک گفتمان برای مخاطب امروزی تبدیل کنیم و ارزش‎ها را به‎صورت صحیح تبیین نکردیم. در مقابل، تفکر غربی به‎خاطر وجود بلندگو‎های قوی، فرهنگ ما را تحت توجه خود قرار داده است

آدرس اینترنتی