استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با سایت مباحثات ضمن اشاره به روش‌های درسی و سلوک اجتماعی آیت‌الله‌العظمی میرزا جواد تبریزی (ره)
34 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : http://mobahesat.com/1392/09/1792.html
تعداد شرکت کننده : 0

حجة‌الاسلام‌والمسلمین شیخ حسن قیومی تهرانی از اساتید باسابقه حوزه علمیه قم که سال‌هاست در مدرسه فیضیه و نیز مدرسه آیت‌الله‌العظمی تبریزی به تدریس سطوح عالی حوزوی اشتغال دارد، درباره استادش میرزا جواد تبریزی به مباحثات گفت: «فقه مثل مومی در دستان ایشان بود. ضمن اینکه عقبه داشت و تکیه‌گاهی مثل آیت‌الله‌العظمی خویی در عقبه ایشان قرار گرفته بود.»

استاد قیومی با اشاره به آبشخور ناب افکار آیت‌الله تبریزی و مشوب نشدن آن با افکار حاشیه‌ای گفت: «آمیخته نشدن فلسفه و مطالب انتزاعی با اصول فقه و مطالب متعارف از دغدغه‌های آیت‌الله تبریزی بود و در عین حال، ایشان معتقد بود که هر کسی نباید فلسفه بخواند. غالب کسانی که ذهنیت انتزاعی فلسفی ندارند، با خواندن فلسفه و عرفان اسلامی در تعبدات شرعی زمخت می‌شوند و رقت قلب خود را از دست می‌دهند و این سبب انحراف و رویگردانی از نقلیات می‌شود. به همین سبب ایشان مایل نبود که در مدرسه‌اش فلسفه و عرفان تدریس شود.»

استاد قیومی که نزد بزرگان شاخص دانش‌آموخته دو حوزه نجف و قم درس خوانده و نیز فارغ‌التحصیل علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی است، در مقام مقایسه دو مدرسه نجف و قم گفت: «ما قمی‌ها و آقایان نجفی در یک پارادایم رشد کرده‌ایم و کتاب‌های یکسانی را خوانده‌ایم. حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آقای خوانساری، آقای حجت و آقای بروجردی همگی درس‌خوانده نجف هستند. اما چند ویژگی سبب شده که این تفاوت‌ها ایجاد شود. از نظر جامعه‌شناختی می‌شود گفت که زمان و محیط جغرافیایی در شکل‌گیری این تفاوت‌ها بی‌تأثیر نبوده است. زمان و مکان سبب شد که قمی‌ها دچار تغییراتی شوند و این تغییرات در نجف شکل نگرفته است. البته من قصد قضاوت ارزشی و ارزش‌گذاری ندارم و تنها به دنبال گزارش وضعیت این دو حوزه هستم. بعد از مشروطه و انقلاب اسلامی، آداب و سنن ما درگیری بیشتری با غرب پیدا کرد و گفتمان ما را تغییر داد. این تغییر گفتمان به تغییر گفتار هم منجر شد و مغلق‌گویی از قم رفت و ساده‌گویی و بیان روان در دروس و آثار قمی‌ها پررنگ‌تر شد. همچنین بعد از آقای بروجردی، توجه به مذاق عرفی در قم رواج یافت و فلسفه‌زدایی از اصول فقه نیز جدی گرفته شد. این چالش‌ها در نجف کمتر ایجاد شد و متدها و اسلوب‌ها خیلی شکسته نشد، ولی قمی‌ها پس از انقلاب دچار تحول عظیمی شدند و فتاوای شاذ و حتی غیرمقبولی که شاهد بوده‌ایم، هرچند با دغدغه حل معضل‌ها صادر شده ولی به دلیل فقدان گفتگو کار را به افزایش اختلافات کشانده و همچنین غیرمستدل بیان شده است. با این حال آقای تبریزی تابع دلیل بود و به شهرت و اجماع بهای زیادی نمی‌داد و از این نظر تابع شیخ انصاری بود. پس من اصلا تفکیک قمی و نجفی را به طور کامل قبول ندارم و به نظرم هر دو در یک پارادایم تعریف می‌شوند و به شدت در هم تنیده هستند.»

این شاگرد مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا جواد تبریزی با اشاره به اینکه مردم از ما انتظار دارند که مشکلات آنها را حل کنیم و فتاوای راهگشا صادر کنیم، افزود: «خروجی کنونی حوزه علمیه قم با این خواسته مردم متناسب نیست، هرچند شاید بشود گفت که به دلیل همان مسائلی که گفته شد، از این منظر از حوزه نجف جلوتر افتاده است.»

استاد قیومی با اشاره به اهتمام آیت‌الله تبریزی به برخی مناسک و شعائر شیعی گفت: «بخشی از این مسأله به ویژگی‌های فردی ایشان و روحیات‌شان برمی‌گردد و بخشی نیز به تأثیرات محیطی و تأثیرگذاری استادان ایشان مربوط است. البته همه بزرگان به این مسائل و شعائر اهمیت می‌داده‌اند و در همین قم ما آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی و آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی را دیده‌ایم که اعتنای ویژه‌ای به این شعائر داشت، اما از جهت زمانی و مکانی شرایطی ایجاد شد که آقای تبریزی لازم دید به دیگران بفهماند که مرجعیت باید مانع از به باد رفتن دستاوردهای هزار و چند صد ساله تشیع در گرداب نابخردان و جریان مرموز وهابیت شود. ایشان، آیت‌الله وحید، مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی و آیت‌الله صافی ضرورت دیدند که مانند مردم کوچه و خیابان به راه بیافتند تا مانع از کمرنگ شدن این مسأله شوند. به نظر این‌جانب باید بر رونق این سنت حسنه افزوده شود، چرا که با همین چیزهاست که تشیع باقی مانده است. تکیه بر بحث وحدت اسلامی نباید مانع از بی‌توجهی به این مسائل شود.»

آدرس اینترنتی